مومیایی 1999
یک گروه آمریکایی که به طمع به دست آوردن پول و ثروت به مصر آمده بودند تا به دنبال شهر گمشده هامونوپترا بگردند، ناخواسته یک مومیایی را بیدار میکنند که باعث می شود...
یک گروه آمریکایی که به طمع به دست آوردن پول و ثروت به مصر آمده بودند تا به دنبال شهر گمشده هامونوپترا بگردند، ناخواسته یک مومیایی را بیدار میکنند که باعث می شود...
دههٔ ۱۹۳۰ مأموران اطلاعاتی به باستانشناس و ماجراجوی آمريکايی، «اينديانا جونز» (فورد)، می گويند که «هيتلر» در پی يافتن "صندوق مقدس" گم شده است تا از آن برای مقاصد سلطه جويانه اش استفاده کند. آنان از «جونز» می خواهند تا صندوق را پيدا و به آمريکا بياورد.
یک مرد غیر معتدل به نام «توماس ادوارد لورنس» که با عنوان های مختلفی لقب گرفته است، از قهرمان گرفته تا شارلاتان و سادیسمی، خود را جای یک سرباز گمنام می زند و برای جستجوی افتخار به سمت بیابان های عربستان می رود. داستان با نشان دادن مرگ لورنس در ۴۷ سالگی به علت تصادف با موتور سیکلت در لندن شروع می شود و سپس به زمان قبل بر می گردد و ماجراجویی های او را نشان می دهد: سال ۱۹۱۶ که یک افسر جوان باهوش در کایرو بود و ماموریتی برای تحقیق در شورش عرب ها علیه ترک ها در جنگ جهانی اول به او داده شد. او در بیابان های عربستان ارتشی غیر نظامی از عرب ها تشکیل داد و برای مدت دو سال با کارهایی نظیر حمله های بیابانی، تصادف های قطار و حمله ی شترها، ترک ها را به ستوه آورد. در نهایت، او ارتش خود را به سمت شمال هدایت می کند و به یک ژنرال انگلیسی برای نابودی امپراتوری عثمانی کمک می کند.
«جیمز باند» (مور) و یک جاسوسه ی روسی «سرگرد آنیا آماسووا» (باخ)، برای مقابله با نقشه های «کارل استرومبرگ» (یورگنس)، روان پریش که قصد نابودی جهان را دارد، هم راه می شوند. «استرومبرگ» دستیار دو متر و بیست سانتیمتری دندان فولادی اش، «کوسه» (کیل) را به مصاف «باند» می فرستد...
در خلال جنگ جهانی دوم خلبانی گمنام (رالف فاینز) دچار حادثه میشود و در شمال آفریقا سقوط میکند. او که به سبب زخمهای هولناک و شوک روانی نام خود و گذشته اش را به یاد نمی آورد، با نام بیمار انگلیسی به نیروهای متفقین در ایتالیا تحویل داده میشود. در آنجا پرستاری به نام «هانا» (ژولیت بینوش) با اجازه سرپرست بیمارستان او را در صومعه ای در ایالت توسکانی بستری و از او مراقبت میکند...
فیلمی درام در مورد نماینده کنگره تگزاس، «چارلی ویلسون» (تام هنکس) و معاملات سرپوشیده اش در افغانستان، و تلاش او برای همکاری با شورشی ها در جنگ با شوروی، که اثرات پیش بینی نشده ای را برای وی در پی دارد...
مصر، 1955، قاهره لانه جاسوسی واقعی است.و مانند دیگ در حال جوش وهمه از همه جاسوسی میکنند، همه دارند خرابکاری میکنند: فرانسویها، انگلیسیها، شورویها، خانواده شاه مخلوع فاروق و قصد دارد قدرت و تاج و تختش را پس بگیرد، و عقابهای خئوپس، فرقهای مذهبی و افراطگرایان اسلامی همه به همه بی اعتمادند، همه علیه همه توطئه میکنند . رئیس جمهور فرانسه، آقای رنه کوتی مامور مخفی و مهم خود را یعنی هوبرت بونیسورقهرمان وغرور فرانسوی با نام مستعار او اس اس 117 را به ماموریت شمال آفریقا می فرستد تا به بی نظمی ها سرو سامان بدهد . مترجم : eagle 5000
The dramatised account of how the world’s greatest Special Forces unit, the SAS, was formed under extraordinary circumstances in the darkest days of World War Two.