روزی روزگاری در آمریکا 1984
یک گانگستر یهودی پس از سی سال به قسمت شرقی شهر منهتن برمیگردد تا با خاطرات و تلخیهای دوران گذشتهی خود روبرو شود.
یک گانگستر یهودی پس از سی سال به قسمت شرقی شهر منهتن برمیگردد تا با خاطرات و تلخیهای دوران گذشتهی خود روبرو شود.
فینی بلیک، پسر 13 ساله خجالتی اما باهوش، توسط یک قاتل سادیست ربوده میشود و در زیرزمینی عایق صدا گیر میافتد که جیغ زدن فایده چندانی ندارد. وقتی یک تلفن قطعشده روی دیوار شروع به زنگ زدن میکند، فینی متوجه میشود که میتواند صدای قربانیان قبلی قاتل را بشنود و آنها تمام تلاش خود را میکنند که مطمئن شوند آنچه برایشان اتفاق افتاده برای فینی رخ نمیدهد.
«کاترین» با برادرخوانده اش، «سباستین» شرط می بندد که او نمی تواند «آنت» ( دختری که تصمیم گرفته تا پیدا شدن عشق واقعی اش صبر کند )، را بدست بیاورد. اگر سباستین این شرط را ببازد، کاترین اتومبیل جگوار او را صاحب می شود و در صورت برد...
«لورنزو» (پاتریک)، «مایکل» (پیت)، «جان» (الدارد) و «تامی»، چهار دوست نوجوان ساکن محله ی «هلز کیچن» نیویورک که به طور اتفاقی باعث آسیب دیدن یک پیرمرد شده اند، به دارالتأدیب فرستاده می شوند. نگهبانان دارالتأدیب، از جمله «شان نوکز» (بیکن) آنان را مورد ضرب و شتم و آزار و اذیت قرار می دهند. ۱۳ سال بعد آن ها فرصتی پیدا می کنند تا از این نگهبانان انتقام بگیرند...
The tight-knit Garvey sisters have always looked out for one another. But when the toxic brother-in-law they all wanted dead actually dies, it turns their lives upside down and tests their bond like nothing before.